سفر تصویری به اسکی شهیر ترکیه با خانم سارا وزیری

اسکی‌شَهیر (به ترکی: Eskişehir) مرکز استان اسکی‌شهیر ترکیه است. این شهر به خاطر دو دانشگاه آناتولی و عثمان قاضی یک شهر دانشجویی شده‌است. رود پرسوک (Porsuk) که از میان شهر می‌گذرد زیبایی خاصی به این شهر بخشیده‌است.

این شهر به خاطر اینکه میان دو شهر بزرگ ترکیه یعنی آنکارا و استانبول واقع شده‌است از موقعیت استراتژیک و اقتصادی خوبی بهره‌مند شده‌است؛ لذا کارخانه‌ها و شرکت‌های بزرگی در محوطه شهر به‌طور منظم و به نام شهرک صنعتی ارگانیزه شده واقع شده‌اند. به علت موقعیت اقتصادی آن یک خط قطار سریع‌السیر که به آنکارا و استانبول وصل شده‌است و مسافت بین آنکارا و اسکی شهر را که با اتوبوس ۳ ساعت است به یک ساعت و ۲۰ دقیقه تقلیل داده‌است.

تاریخچه اسکی شهیر

اسم اسکی شهر به معنی شهر قدیمی در زبان ترکی است و در واقع قدمت آن به ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد در زمان فریگیه می‌رسد. جهانگردان و جغرافیدانان همیشه از این شهر به عنوان زیباترین شهر آناتولی یاد کرداند.

این شهر جمعیت نسبتاً بزرگی از تاتارهای کریمه و ترکهای بلغار و همچنین از مهاجران ترک بوسنیا را در اواخر دوران امپراطوری عثمانی را به خود جلب نموده‌است.

سفر تصویری به بویوک آدا یا جزیره پرنسس ترکیه با خانم سارا وزیری

بویوک آدا (به ترکی استانبولی: Büyükada به معنی جزیرهٔ بزرگ) یا جزیرهٔ پرنس (به یونانی: Πρίγκηπος) بزرگ‌ترین جزیره از بین نه جزیره اطراف استانبول در دریای مرمره است. در این جزیره عبور و مرور وسایل نقلیه موتوری به غیر از خودروهای عمومی مانند پلیس و شهرداری ممنوع است، و عبور و مرور بیشتر توسط دوچرخه یا درشکه‌هایی که توسط اسب کشیده می‌شوند، انجام می‌شود. این جزیره یکی از نقاط توریستی و تفریحی استانبول به شمار می‌رود.

خانه‌های ساخته شده در این جزیره به صورت ویلایی و ییلاقی است، لذا جمعیت آن در فصل‌های گرم سال چندین برابر جمعیت فصول سرد آن است.[۱] افرادی که قصد بازدید از این جزیره را دارند، باید در سمت اروپایی ترکیه از اسکله کاباتاش سوار کشتی‌های شهرداری شده و پس از طی پنجاه دقیقه به جزیزه بیوک برسند. کلیسای آیایورگی (به ترکی استانبولی: Aya Yorgi Manastırı) در بلندترین تپه این جزیره قرار دارد. این کلیسا در قرن ششم ساخته شده است و یکی از بناهای تاریخی این جزیره محسوب می‌شود.[۲]

سفر تصویری به کاپادوکیا ترکیه با خانم سارا وزیری

کاپادوکیه یا کَتپَتوکه (فارسی باستان: 𐎣𐎫𐎱𐎬𐎢𐎣 (Katpatuka)[۱]) یا هاسپادوجا یا کاپادوسیه در پارسی باستان: Haspaduja، به معنای «جای اسب‌های زیبا»[۲][۳]) یونانی: Καππαδοκία) نام سرزمین باستانی پهناوری در آسیای کوچک (ترکیه کنونی) است. نام کاپادوکیه پس از روزگار باستان در زمان چیرگی مسیحیت بر این بخش پایدار ماند و امروزه هم در زمینه گردش‌گری بدین بخش تاریخی کاپادوکیه گفته‌می‌شود. توریستی‌ترین بخش کاپادوکیه استان نوشهر ترکیه کنونی را دربرمی‌گیرد.

نام این منطقه در متون اسلامی به صورت قبدوقیه آمده‌است.

کاپادوکیه سرزمینی است در مرکز آناتولی (خود آناتولی بمعنای محل برآمدن خورشید بزبان یونانی می‌باشد و از اینجهت می‌توان برابر با خراسانش دانست) و محوطه‌ای را در بر می‌گرفت که امروز میان نوشهیر، نیغده، آکسرای، کرشهیر و قیصریه قرار دارد. از نامی‌ترین قسمت‌های این سرزمین امروزه بنام گورمه یاد می‌گردد که مجسمه‌های باستانی را در دل خود جای داده‌است. این محوطهٔ باستانی از سال ۱۹۸۵ از طرف یونسکو جزو میراث فرهنگی جهان شناخته شده و ثبت گردیدند. از دیگر دیدنیهای باستانی این دیار شهر زیرزمینی است که در درین کویو واقع است و هرساله گردشگران زیادی را بسوی خود جلب می‌کند و بر شهرت خویش میفزاید.

در سال ۹۰ تا ۸۸ پیش از میلاد، فتح کاپادوکیه در آسیای صغیر به وسیله مهرداد ششم پنتوس روی می‌دهد.

سفر تصویری به قونیه ترکیه با خانم سارا وزیری

نام شهر

نام قونیه در منابع کهن به صورت ایکونیون (Iconıon)، ایکونیوم (Iconıum) و استانکونا (Stancona) آمده‌است. ایکونیون از کلمه ایکون (Icon) به معنی شمایل گرفته شده‌است. در اساطیر یونان آمده که بر این شهر اژدهایی چیره شده بود و گه‌گاه به شهر حمله می‌کرد و گروهی از زنان و دختران را می‌بلعید. پرسیوس (Perseus) پسر ژوپیتر این اژدها را کشت و مردم شهر را از بلای او رها کرد. مردم شهر به پاس این رشادت، تصویر پرسیوس را به یکی از دروازه‌های شهر آویختند. شهر را به مناسبت آن به زبان یونانی ایکونیون (شمایل) می‌گفتند. این وجه تسمیه وقتی که در حفاری از این شهر سکه‌هایی به دست آمد که بر روی آنها تصاویری از پرسیوس و اژدها دیده می‌شود، تأیید شد.

در دوره رومیان این شهر ایکونیوم خوانده شد. این کلمه در دوره سلجوقیان به اختصار قونیه خوانده شد. نام شهر در منابع فارسی و عربی به شکل قونیه و در مآخذ غربی به صورتConıa, Konıeh یا Konıa در ترکی امروز به شکل Konya به‌کار می‌رود.

پیشینه

روزگار باستان

قونیه نخست به فرمان هیتی‌ها بود. بعد در قلمرو فریگیه قرار گرفت و مدتی هم تحت حاکمیت لیدیه بود. در قرن ششم قبل از میلادهخامنشیان ساتراپهایی داشتند. قونیه در آسیای صغیر جزو ساتراپ‌های هخامنشی بود که تا حدی استقلال داشت.

از آثار هیتی‌ها در قونیه سه اثر عمده باقی مانده‌است. یکی از آنها در نزدیکی بگشهری در ۶۵ کیلومتری جنوب غربی قونیه‌است که پینار افلاطون خوانده می‌شود و بر روی چشمه‌ای بنا شده‌است. معروف است که مزار افلاطون در قونیه‌است و یاقوت حموی در معجم البلدان این نکته را قید کرده‌است.

دومین اثر هم در بگشهری است و آن یک الهه هیتی است که به‌وسیله شیرهایی حمل می‌شود. سومین آنها در ۲۷ کیلومتری شمال شرقی روستای ایلگین (ایلغین) بر سر چشمه‌ای ساخته شده‌است. این اثر در سال ۱۹۷۰ کشف شده و کتیبههای هیروگلیف دارد.

گزنفون که به‌اتفاق هزاران سوار در سال ۴۰۲ ق.م. از قونیه عبور کرده‌است، این شهر را در منتهی‌الیه شرق فریکیه قید کرده‌است. این ناحیه بعدها درجنوب فریکیه شمرده شده‌است.

اسکندر در سال ۳۳۴ ق.م. پس از شکست دادن هخامنشیان، آسیای صغیر را به تصرف خود درآورده‌است.

در ابتدای دعوت مسیح، پائولوس یکی از حواریان او در این شهر اقامت گزیده و اقامت او بر شهرت و اعتبار شهر افزوده‌است. در عهد ترازن (ترایانوس) امپراتور روم (۱۱۷ – ۹۸ میلادی) یهودیان و مسیحیان در آن شهر ساکن بودند. از دوره رومیان، در بگشهری در روستای یونس لر در محل شهر تیبریوپولیس آثاری بدست آمده که در موزه باستان‌شناسی قونیه نگهداری می‌شود.

از به دست مسلمانان افتادن تا روزگار مغولان

اندکی پس از کوتاه شدن دست ساسانیان، قونیه به دست سپاهیان مسلمانان افتاد. در قرن اول هجری / هفتم میلادی سپاه معاویه بر قونیه مسلط شدند. اما در آن دیار زیاد دوام نیاوردند. کشاکش از قرن دوم هجری / هشتم میلادی که عباسیان به جای امویان نشستند، تا قرن چهارم / دهم میلادی ادامه داشت. قونیه که از جنوب به مرز نزدیک بود، مثل دیگر شهرهای آناطولی از کشمکش سخت آسیب دید.

در نیمه دوم قرن پنجم هجری / یازدهم میلادی، بعد از شکست رومانوس دیوجانوس از آلپ ارسلان سلجوقی در نبرد ملازگرد (منازکرت)، آسیای صغیر به دست مسلمانان افتاد و قونیه به سلیمان پسر قتلمش از خاندان سلجوقی سپرده شد.

قونیه تا سال ۷۰۰ هجری / ۱۳۰۰ میلادی پایتخت سلجوقیان آسیای صغیر بود. از سال ۴۷۰ هجری/ ۱۰۷۷ میلادی تا ۷۰۰ هجری/ ۱۳۰۰ میلادی شانزده سلطان سلجوقی در قونیه سلطنت کردند. سلسله آنان به دست مغولان و ترکان عثمانی منقرض شد.

پس از سلجوقیان، مغولان بر شهر چیره شده بودند. در آغاز قرن ۸ هجری / ۱۴ میلادی یخشی بیگ از آل قرامان علیه مغولان قیام کرد و قونیه را به تصرف درآورد و سورهای شهر را مرمت کرد. اما به هر حال پایتخت آل قرامان شهر لارنده (قرامان) بود. با این همه قونیه اهمیت فرهنگی خود را حفظ کرده بود.

دوره سلجوقیان در قونیه از نظر معماری ارزش والایی دارد. در میان این آثار بی تردید باید به سورهای قونیه اشاره کرد که متأسفانه اکنون از آنها نشانی بر جای نمانده‌است. بنای این سورها را ابتداعلاءالدین کیقباد اول آغاز کرد. هزینه بعضی از آنها را خزانه حکومت پرداخت و برخی از آنها را بزرگان با هزینه‌های شخصی بنا کردند. این سورها در سال ۶۱۸ هجری / ۱۲۲۱ میلادی به پایان رسید. روی بدنه سورهای قونیه کتیبه‌های زیادی قرار داشته و در بعضی از قسمت‌های آن آثار هنری و تزئیناتی از آن عصر نصب شده بوده‌است. این سورها که بر اثر جنگها یا مرور زمان آسیب می‌دیدند، به وسیله سلجوقیان، قرامانیان و حتی در ابتدای سلسله عثمانیان به وسیله آل عثمان مرمت می‌شدند. بقایای این سروها در نیمه دوم قرن نوزدهم کاملاً از میان رفته‌است.

سهل انگاری سلجوقیان دربارهٔ مذاهب و فرقه‌های گوناگون، سبب شده بود که در قرن هفتم هجری / سیزدهم میلادی، تصوف در آناطولی، به‌ویژه در پایتخت آنان قونیه، پیشرفت وسیعی داشته باشد.

قونیه را «دارالمعرفه»، «دارالارشاد» و «دارالموحدین» می‌خواندند. در زمان سلطنت سلطان علاء الدین کیقباد اول قونیه مطاف عارفان و مجمع اهل معرفت بوده‌است. در این عهد سلطان‌العلما بهاءالدین ولد، مولانا جلال‌الدین بلخی، برهان‌الدین محقق ترمذی، اوحدالدین کرمانی، شمس‌الدین تبریزی، شیخ محی‌الدین ابن عربی، شیخ سعدالدین جندی، شیخ سراج‌الدین قیصری، فخرالدین عراقی، شیخ شهاب‌الدین سهروردی، شیخ سعدالدین حموی، شیخ بغوی، شیخ نجم‌الدین رازی از کسانی بودند که از اطراف و اکناف کشورها و شهرهای اسلامی (برخی از آنان بارها) رنج سفر به قونیه را تحمل کرده بودند.

روزگار عثمانیان

در سال ۸۰۰ هجری / ۱۳۹۷ – ۱۳۹۸ میلادی سلطان ایلدریم بایزید عثمانی به قونیه حمله کرد و علاءالدین علی بیگ را کشت و قونیه به تصرف عثمانیان درآمد === پس از این حکومت قونیه به شاهزادگان عثمانی واگذار شد. ابتدا جم سلطان، پس از وی عبدالله پسر بزرگ بایزید، پس از مرگ وی شهنشاه و پس از فوت وی شاهزاده محمد امارت قونیه را عهده‌دار بودند. قونیه در دوره عثمانیان وجهه سیاسی اش را از دست داد اما حیات ادبی و عرفانی این شهر هنوز ادامه دارد.

سفر تصویری به باتومی گرجستان با خانم سارا وزیری

باتومی یا باطوم شهری بندری بر کرانهٔ دریای سیاه و در کشور گرجستان است.

پیشینه

بنابر روایات هردوت، سکاها از طریق آزوو (آزف) به باتومی آمده‌اند.

باتومی در دوره هخامنشیان، از متصرفات پادشاهان هخامنشی شمرده می‌شد.

این شهر در محل بندرگاه قدیمی رومی باتوس، که احداث آن را به آدریانوس نسبت می‌دهند، بنا شد.

بعدها یوستی نیانوس از پادشاهان روم شرقی آنجا را تصرف کرد و پس از بنای دژ پترا در شمال آن، باتوس اهمیت خود را از دست داد و مدتی بعد، جزو متصرفات پادشاهان لز شد.

در ۶۴۳م حبیب بن مسلمه، سردار مسلمان، گرجستان و از جمله باتومی را به صلح گشود و این شهر به دست مسلمانان افتاد.

در اواخر سده ۱۰م، باتومی جزو حکومت متحد گرجستان شمرده می‌شد و پس از تجزیه امپراتوری گرجستان، امیران متاوارهای گوری در آنجا مستقر شدند.

در سده ۱۵م، شهر و ناحیه باتومی مدتی در دست سلاطین عثمانی بود و از ۱۶۲۷م جزو متصرفات عثمانی شد و ظاهراً از همین دوره، اسلام در آنجا رواج یافت.

در اوایل سلطنت سلطان احمد سوم مردم گرجستان شورش کردند و از پرداخت مالیات سر باز زدند، ولی شورش سرکوب شد و عثمانی‌ها در باتومی و چند جای دیگر قلعه‌هایی بنا نهادند. در زمان سلطنت عبدالعزیز عثمانی مسجد جامعی به نام عزیزیه در باتومی ساخته شد.

در ۱۸۷۸م، قشون روسی بندر و شهر باتوم را تصرف کردند و در ۲۸ اوت همان سال، به موجب عهدنامه سان‌استفانو، باتومی به آنان واگذار گردید، امّا بعدها باز جزو گرجستان شد.

در آوریل ۱۹۱۸م، قشون عثمانی باتومی را اشغال کرد و سال بعد سپاهیان انگلیس وارد آنجا شدند.

در ژوئن ۱۹۱۹م، انگلیسی‌ها باتومی را تخلیه کردند.

پس از آن جمهوری گرجستان تأسیس شد ولی بعد از مدت کوتاهی، سقوط کرد و حزب کمونیست قدرت را به دست گرفت و گرجستان جزواتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شد.

در مارس ۱۹۲۱م، بر اثر معاهده‌ای بین دولت ترکیه و شوروی، قسمتی از گرجستان به نام قارص و اردهان به ترک‌ها واگذار شد و باتومی همچنان در گرجستان باقی‌ماند و در ۱۶ ژوئن همان سال، مرکز جمهوری سوسیالیستی آجارستان شد.

آب و هوای باتومی

آب و هوای باتومی به شدت تحت تأثیر جریانهای هوایی دریای سیاه است، در نتیجه بارش عمده باران در اکثر فصول سال امری عادی است. این بارش عمده باتومی را به مرطوب‌ترین شهر گرجستان تبدیل کرده‌است. متوسط دمای هوا در باتومی ۱۴ درجه سانتیگراد(۵۷ °F) است. سردترین ماه سال در باتومی ژانویه با دمای متوسط ۷ درجه سانتیگراد و اوت گرمترین ماه با دمای متوسط ۲۲ درجه سانتیگراد است. کمترین و بیشترین دمای ثبت شده در باتومی به ترتیب -۶ و ۴۰ درجه سانتیگراد است. بارش متوسط سالانه باتومی ۲۷۱۸ میلی‌متر و مرطوب‌ترین ماه سال سپتامبر با بارش ۳۳۵ میلی‌متر است.

سفر تصویری به تفلیس گرجستان با خانم سارا وزیری