علی میرزا خان

فرزند ملکه اتریش پسر نادر شاه

علی میرزا خان یا «مصطفی علی میرزا خان»، با نام و لقب اشرافی اتریشی «Freiherr Johann Joseph von Semlin» (بارون یوهان یوزف سملینی)، زاده ۱۷۳۶ م (۱۱۱۵ خورشیدی) [در برخی منابع: ۱۷۳۰ م (۱۱۰۹ خورشیدی)] در اصفهان، درگذشت ۱۳ فوریه ۱۸۲۴ م (۲۳ بهمن ۱۲۰۲ خ) در مودلینگ در حومه وین اتریش، به گفته تاریخ نگاران اروپایی فرزند کوچک نادرشاه است. در دانشنامه بروک‌هاوس، نسخه سال ۱۸۸۸ و دانشنامه مایر چاپ ۱۸۶۵ (هردو آلمانی) در مقاله نادرشاه چنین آمده: … پس از قتل نادرشاه، یکی از فرزندان او به نام علی میرزا خان که نادرشاه اورا برای پادشاهی هندوستان تعیین کرده بود، توسط یاران وفادار نادرشاه نجات داده شده و نزد حاکم اتریش، ملکه “ماریا ترزا” برده و به او سپرده می‌شود. ماریا ترزیا این پسر را پس از بررسی مدارک همراه و برخی تحقیقات، به همراه نشان و پرچم ویژه خاندان «بارون فون سملین» “Johann Joseph Freiherr von Semlin” می‌نامد. پس از مدتی ملکه آن پسر ۱۰ ساله را در تاریخ ۱۰ مارس ۱۷۵۵ به همراه بارون کوتک (یا چوتک) به اردویی در شهر گراتس می‌فرستد تا در آنجا زبان آلمانی، آیین و رسم‌های اروپا را فراگیرد. علی میرزا خان در ۲۵ ژانویه ۱۷۵۶ در گراتس به عنوان مسیحی کاتولیک غسل داده شد. او پس از دو سال به وین بازگشت.

زندگی‌نامه

علی میرزا خان پس از آموزشهای لازم در دانشگاه جنگ وین به ارتش اتریش وارد شد و به مرور زمان به درجات بالا رسید. او برای مدتی به ارتش روسیه ملحق و در جنگ هفت ساله شرکت نمود و در انتها نایل به دریافت درجه افتخار گشت.او در جنگ توسط ارتش پروس اسیر شد و چون در هنگ (یا گردان؟) خود به شاهزاده ایرانی معروف بود و او را چنین خطاب می‌کردند پادشاه پروس فریدریش دوم از وجود او مطلع گشت و او را به قصر خود فراخواند. او پس از چند روز گفتگو با علی میرزا اورا به همراهی چند سرباز نزد مادر تعمیدیش ملکه اتریش بازگرداند. علی میرزا خان در این جنگ دوبار مجروح شده بود و مدتی بعد در سال ۱۷۹۲ م به همین خاطر با حقوق ۸۱۰ گولدن اتریش (فلورن) در ماه، با درجه سرگردی بازنشست شد. علی میرزا خان در سنین کهولت معروفیت چشمگیری در شهر یافته بود و از رجال شهر محسوب می‌شد. به همین خاطر دولت فرانسه متوجه اوشد و سفیر ناپلئون بناپارت به فرمان شاه به او رجوع کرده از او خواست که حق سهمی خود را نسبت به تاج و تخت ایران به ناپلئون واگذار کند. او در جواب گفت، نه او و نه فرزندانش حتی خواب تخت طاووس (نادری) را نیز نمی‌بینند و اگر کوچکترین حقی هم نسبت به تاج و تخت ایران می‌داشت آن را به پادشاه (فرانتس) واگذار می‌کرد که حتی در سنین کهولت نیز حامی اوست.
علی میرزا خان تا آخر عمر قبض حقوق بازنشستگی خود را با نام علی میرزا خان امضا می‌کرد. او و همسر ترک تبارش «روزا فون سملین» که او نیز نجیب‌زاده اتریشی شده بود، دو پسر به نام‌های یحیی و یوسف داشتند (احتمالاً از همسر قبلی علی میرزا خان) که هردو در بزرگسالی به ارتش اتریش ملحق شدند. سرنوشت دو فرزند روشن نیست. در برخی منابع گفته شده که فرزند بزرگتر در خانه مجروحان جنگی وین ماندگار شد و به روایتی دیگر این دو پسر بعدها به آلمان مهاجرت کردند.

مرگ
او تقریباً در ۹۰ سالگی بخاطر کهولت در شهرک مودلینگ، در نزدیکی وین فوت کرد و طبق خواسته وی در باغ خانه‌اش به خاک سپرده شد. بنا بر وصیت‌نامه علی میرزا خان، به هر فرد فقیری که در خاک‌سپاری او شرکت داشت ۵ گولدن و بخشی دیگر از دارایی او به «خانه معلولان» (یا مجروحان جنگی) شهر وین داده شد.

 

تا کنون تصور می شد بعد از قلع و قمع فرزندان نادر توسط علیقلی میرزا ، غیر از شاهرخ، نوه نادر، کسی از این خاندان باقی نمانده است، اما در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نسخه خطی تحت عنوانِ شرح احوال پسر یکی از سلاطین ایران (در خدمت نظامی اطریش) وجود دارد که خبر از وجود یکی از فرزندان گمنام نادر میدهد، این اثر توسط لئوپلد دید مانستر و در قرن سیزده نگارش یافته است، این نسخه در خردادماه سال ۱۳۲۵ توسط دکتر مهدی بیانی برای کتابخانه ملی خریداری شد و اینک در بخشِ نسخه‌های خطی و نادرِ کتابخانه ملی به شماره ۸۱۴۷۸۰ ثبت و به شماره ۱۲۵۵۵- ۵ قابل بازیابی می باشد.

بعد از قتل نادرشاه، خونریزی بسیار و جنگ‌های سخت در سر تاج و تخت اتفاق افتاد و در میان آن هیاهو و کشاکش و لشگرکشی و خونریزی، کسی از نسل نادرشاه باقی نماند مگر یک پسر ده ساله که از فتح آباد قوچان و خوفِ کشته شدن گریخته و به چنگ ترکمانان افتاد و سپس به اسیری به حومه شهر بلگراد برده شد، چون تاب اسیری نیاورد، از بلگراد به سلمین فرار کرد و برای حفظ جان خود دین عیسوی را اختیار نمود و در گراتی و ۱۹ سالگی در حضور امپراتریس اتریش ماری ترزا غسل تعمید داده شد و نام ژوزف که همنام فرزند ارشد و ولیعهد و شاه آینده اتریش بود از سوی ملکه برای وی برگزیده شد و در مدرسه نظامی وین تربیت یافته و در پیاده نظامِ گُیس رُخ مشغول به سربازی و رشادت‌ها گردید.

(ماری ترزا شخصیت بسیار معروف تاریخ اروپا در امپراتور المانی روم مقدس مادر ماری انتوانت ملکه فرانسه همسر لویی شانزدهم بود. ترزا مادر زن لویی شانزدهم بود. دخترش و دامادش هر دو در انقلاب فرانسه اعدام شدند)

در جنگ هفت ساله (جنگ کریمه) به درجه سلطانی در رسته آرشی دوشه پس از یک سال و نیم خدمتگزاری نایل گردید. ۲۵ مارس ۱۷۵۹ مفتخر به اخذ لقب بارون شده و در آن فرمان امپراطریس اتریش ماری ترزا بدست خود نوشته بود:…. مِلانت داس بارونانت (یعنی به دادن این لقب مایلم) و در آن فرمان نوشته بود که سلمین از نسل جنگی‌ترین خانواده ایران است و در مدت خدمات نظامی کمال فراست و شجاعت از او به عرصه ظهور رسیده و در جنگ بارسلو وهخ گریخ دو مرتبه زخم سخت خورده و بواسطه این زخم‌های کاری از خدمت نظامی با منصب یاوری مجبوراً دست کشیده و باقی عمر را در حالت مرخصی از خدمت بسر ببرند، ژوزف بارُن بارسلمین پسر واقعی پادشاهی است که مدت پانزده سال اسباب وحشت تمام آسیا بود….


مظفر یا همان ژوزف بارون بارسلمین، نهایتاً در شهر وین در ۱۵ فوریه ۱۸۲۴ در مقام یاوری دولت اتریش درگذشت و در باغ سن بُرن که مدفن پادشاه رُم (پسر ناپلئون اول) است مدفون گردید. و این از ریشخند روزگار است که فرزندان آخرین کشورگشایان شرق و غرب در نهایت گمنامی در کنار یکدیگر آرمیده اند. (در غرب نادرشاه به ناپلئون پرشیا معروف است)
برگرفته از مقاله آقای علی کریمیان، کارشناس ارشد سازمان اسناد ملی ایران
نگاره: نادر شاه افشار و دو فرزندش (احتمالاً رضاقلی و نصر‌اللّه) و پیرمردی که شاید میرزامهدی خان استرآبادی باشد.
خانه میرزا علی خان در وین

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی * کد امنیتی باطل شد ، لطفا دوباره درخواست کد امنیتی کنید